منصور سيد سجادى

69

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )

ترك و خزر ؛ هفتم كشور چين و ماچين و ختاى و ختن و تبت . . . » 29 . در همين تقسيم‌بندى جهان به بخش‌هاى مختلف ، مستوفى قولى مىآورد و مىگويد تازيان معتقدند كه نوح پيامبر ربع مسكون را بر درازى آن به سه بهره كرد و بخش جنوبى را به حام داد كه آن سرزمين سياهان است و بخش شمالى را به يافت داد و آن سرزمين سفيدان و سرخ‌چهرگان است و بخش ميانى را به سام داد كه ايران از آن جمله است 30 . حمد اللّه مستوفى دوگونه تقسيم‌بندى ديگر جهان را نيز در كتابش آورده كه عبارتند از تقسيم‌بندىهاى يونانيان و هنديان . به گفتهء اين مورخ ، يونانيان ربع مسكون را از مصر به دو نيم كردند و نيمهء شرقى آن را ايسيا خواندند و اين نيم‌شرقى را از زاويهء ميان‌شرقى و شمالى تا نيمهء طرف جنوب به دو بخش كردند ، طرف ميان كمتر و طرف بيرون بيشتر ، جانب ميان را ايسياى خرد خواندند و آن ايران‌زمين و حجاز و يمن و خزر است و جانب بيرون را ايسياى خرد خواندند و آن ختاى و ختن و ماچين و چين و هند و سند و آن حدود است . نيمهء غربى ربع مسكون خود توسط درياى شام به دو قسمت شمالى و جنوبى شده و قسمت جنوبى يا لوبيه ، سرزمين سياهان و بخش شمالى اورفى ( اورپى ) 31 خوانده شد كه سرزمين سفيدان و سرخ‌چهرگان است 32 . تقسيم‌بندى ديگرى از جهان كه مستوفى آن را به هنديان نسبت داده ، باز ايران را در مركز جهان قرار مىدهد . مستوفى مىنويسد كه حكماى هند بخش ربع مسكون را به صورت سه‌درسه نهاده‌اند . بخش جنوبى رادكشن خوانند و آن سرزمين تازيان است و بخش شمالى را اوتر خوانند و آن تركان راست و بخش شرقى را بورب خوانند و اهل چين و ماچين راست و بخش شرقى را بسجم خوانند و آن متعلق به اقوام مصر و بربر است و بخش زاويهء ما بين جنوب و شرق را اگنى گويند و بخش زاويهء بين شرق و شمال را ايشن خوانند كه جاى اقوام ختاى و ختن است و بخش زاويهء ما بين شمال و غرب را بايب گويند كه از آن اهل روم و فرنگ است و بخش زاويهء بين غرب و جنوب نيرث خوانده مىشود كه اهل قبط و بربر و افريقيه و اندلس راست و بالاخره بخش ميانه را مدويش خوانند به معناى ميانهء مملكت كه از آن ايرانيان است : « غرض آن‌كه به همه قولى ايران ميانه ربع مسكون است و خلاصه